پارساپارسا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 20 روز سن داره

خوشگلترین پسر دنیا

حرفای خودمونی

سلام پارسای گلم.....حالت خوبه؟؟؟؟  مامانی امروز سر درد و کمر درد داشتم....زیاد حالم خوب نبود.... اخه این چن روز که گذشت همش در حال مهمانداری بودم! پنج شنبه شب که آقاجون و عمه و عموهات و عموی بابایی اومدن خونمون... و دیشب هم که دایی های مامانی و مامان جون اینا اومدن... راستی پسرم مامانی  یه وقتایی  واست شعر میخونم مثل  پسر پسری..........قند و عسلی .........پارسای مامانیش.........جیگر مامانی......... و یه شعر دیگه که میخونم گل پسره ماشالله.......تاج سره ماشالله......از همه چی باخبره.........چشم نخوره ایشالا........... خلاصه مامانی به عشق تو شاعر شده! میبینی چقد دوستت دارم عزیزم........
11 فروردين 1393

حرفای مادرانه

سلام پسر گلم .  خیلی وقت بود میخواستم تو وبلاگت مطلب بذارم ولی نمیدونستم از کجا شروع کنم.... خلاصه امروز دلم خواست باهات حرف بزنم... عزیزم دیروز سیسمونیتو مامان بزرگ اینا اوردن و چیدن .. هروقت میرم تو اتاقت احساس میکنم جات خیلی خالیه تو خونمون...پسرم دو ماه دیگه با قدمای کوچولوت میای و زنگیمونو شیرین تر میکنی ... من و با بایی بی صبرانه منتظر او مدنتیم پارسا جان.... ... ...
11 فروردين 1393

پارسای بابا

سلام پسر گلم  بابایی جونم چطوری قشنگم چه خبرا ؟؟؟ جیگر طلا بیا دلم واسه دیدنت یه ذره شده  ابشالا با سلامتی    ...
11 فروردين 1393

سرما خوردگی مامان!

سلام گل پسر من حالت خوبه مامانی؟؟ ایشالا که همیشه خوب باشی... راستش مامانی سرما خوردم و حالم زیاد خوب نیس! عزیزم الان تو هفته ی 33 هستی ... ماشالا بزرگ شدی و داری مردی میشی واسه خودتااا!!! فکر کنم جات تنگ شده تو شکم مامانی چون دیگه کم کم به جای اون لگدای محکم و شیطونای زیادت بیشتر یه گوشه از شکم مامانی قلمبه میشی و از این ور به اون ور غلت میخوری... میدونی که مامان و بابا واسه اومدنت داریم روزشماری ...نه لحظه شماری میکنیم.... منتظر لمس وجودتم پسر گلم... ...
11 فروردين 1393

ساخت وبلاگ

به نام خدا پسر گلم امشب 15 دی 1392 است که این وبلاگ و با کمک خاله افسانه برات درست کردم ایشالله عکسای خوشگلتو توش بزارم و همه خاطره های خوشگلتو توش بنویسم.  از طرف خاله افسانه ...
15 دی 1392