بدون عنوان
سلام عسل من...![]()
حالت چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدونم که خوبی...این حرفو از شیطونیات و لگدای محکمی که میزنی میگم!!!![]()

عزیزم الان تو هفته 37 هستی...
دیگه مامانی حسابی سنگین شدم و با سختی خودمو تکون میدم!!!
شبا هم که از درد لگن خیلی اذیت میشم ..
ولی همه ی این درد و سختی ها به داشتن تو می ارزه پسرم...
قربونت بره بابایی!
این یه تیکه رو بابایی الان اومد و نوشت!
ا![]()
الان که عید هست و بابایی تعطیله خیلی بهم کمک میکنه... بابا جونت خیلی گله پسرم...
قدرشو بدونیا...
مامان بزرگتم که همیشه کمک حال مامان بوده و نذاشته بهم فشار بیاد...
و اما کسی که خیلی منتظر اومدنته دایی صادق هست که همیشه شکم مامانو بوس میکنه و وقتایی که
لگد میزنی دستشو میزاره رو شکمم و با هر لگدت کلی ذوق میکنه
...
..وقتایی که میای زیر قفسه سینم
خودتو گلوله میکنی بهش میگم میاد و قلقلکت میده ومیگه پارسا برو پایین!!
ازم میپرسه آجی من دیگه خسته شدم پس کی نی نیتو درمیاری؟؟!!!
خلاصه حتی پشت تلفن ازم میپرسه نی نیتو دراوردی؟!!!![]()
ایشالا به سلامتی بیای بغلم پسر گلم...



بدون عنوان
